'ازدواج مرده است ، زنده باد ازدواج!'

ازدواج مرده است ، زنده باد ازدواج

این عنوان کتابی است که توسط روان درمانگر یونگی Guggenbühl Craig نوشته شده است. او همچنین نویسنده کتاب زیبا دیگری با عنوان 'اروس روی عصا'.



نویسنده در کتاب ازدواج خود س importantال مهمی را مطرح کرده است که مایلم با شما در میان بگذارم.



آیا ازدواج مکانی است که در آن لذت می یابیم؟

آیا تصمیم داریم با شخصی ازدواج کنیم زیرا انتظار داریم لذت ببریم؟

اگر پاسخ شما به این سالات مثبت است ، خوب - گوگنبول کریگ می گوید - شما در جای اشتباهی هستید! قدم زدن در ساحل دلپذیر است ، تماشای یک فیلم خوب اما ازدواج چیزی نیست که ما بخریم تا احساس بهتری داشته باشیم. از نظر او ازدواج محل تفریح ​​است.




چگونه بعد از خیانت بهبود یابد

به گفته وی:

'ازدواج راحت و هماهنگ نیست. بلکه مکانی برای فردیت است که در آن فرد به خود و دیگری می مالد ، در عشق و در طرد شدن با دیگری برخورد می کند و با این روش می آموزد که خود ، جهان ، خیر و شر ، عالی و عالی را بشناسد. زمین کم این در مورد این نیست که یک شریک زندگی دیگری را بهبود بخشد یا حتی او را به طور قابل توجهی تغییر دهد. امکان نداره. با ازدواج تصمیم گرفته می شود تا زمان مرگ با یکدیگر روبرو شوید. '

-آدولف گوگنبول-کریگ ، ازدواج مرده است - زنده باد ازدواج!



بنابراین از نظر وی ازدواج الزاماً جایی نیست که فرد سعادت را پیدا کند.

'من می خواهم همسرم مرا بخاطر آنچه هستم بپذیرد' - این شکایتی است که من اغلب می شنوم. سوال این است: 'شما کی هستید؟' در واقع این امکان وجود دارد که همسرتان بهتر از خودتان بتواند شما را ببیند و آیا شما را به چالش می کشد که شهامت پیدا کردن آن خود را پیدا کنید و آن را مستقیم به چشمان خود نگاه کنید؟ البته به صورت مجازی صحبت می کنیم!


روندهای فعلی در تربیت فرزند

راه نجات؟

به گفته گوگنبول-کریگ ، ازدواج ممکن است جایی باشد که دو نفر تصمیم بگیرند در مسیر نجات با هم سفر کنند. او در اینجا از کلمه 'نجات' به معنای یونگ به عنوان 'راهی طولانی که از بسیاری از دروازه ها عبور می کند استفاده می کند. این دروازه ها نمادهایی هستند. هر دروازه جدید در ابتدا نامرئی است. در ابتدا به نظر می رسد که باید ایجاد شود ، زیرا تنها در صورتی وجود دارد که کسی ریشه فنر ، نماد را کنده باشد '(کارل یونگ ، Liber Novus ، ص 311). از این رو ، منظور از نجات ، زندگی ای است که هویت خود را یافته و معنای خود را از طریق یک نماد بیان می کند. این معنی همیشه برای شما وجود داشته است. 'نجات' به معنای آن است که سرانجام می توان آن را شناخت ، و مانند یک خانه کاملاً مسکونی باشد. نیاز وجودی ما ، خواه متاهل باشیم یا نباشیم ، این است که بفهمیم کی هستیم و با وجود خود در این زندگی چه کنیم. ما باید معنایی در زندگی خود پیدا کنیم ، خصوصاً وقتی که پوچ می شود.



تصمیم برای ازدواج ممکن است درگیری ای به وجود آورد که خصمانه و بسیار ناخوشایند به نظر برسد. اما از لاتین 'دشمن' به معنای این است که یکی 'در مقابل آگهی te' است ، که به معنای واقعی کلمه است. 'به سمت شما چرخیده'. من شخصاً این کلمه را بسیار زیبا می بینم. در هر بحثی ممکن است مواضعی داشته باشیم که خصمانه باشد اما در ناملایمات ممکن است متوجه شویم که در تلاش برای رونمایی از حقیقت هستیم.

من فکر می کنم دشمن بودن راهی است که از طریق آن می توانید ذات خود را از بیش از یک دیدگاه ببینید. در یک ازدواج (اگرچه فکر می کنم در والدین بودن یا دوست خوب بودن نیز همین مسئله وجود دارد) تقابل مکانی صمیمی را باز می کند که از آنجا با دیدگاه جدیدی خود و دیگری خود را صمیمی می بینید و به شما امکان می دهد خود و خود را درک کنید. شخص دیگر بهتر است. تسلیم شدن نفس خود به خود ، عملی عاشقانه است که در این روند مداوم رویارویی و فردیت ضمنی است.




حقایقی درباره مشاوره

برای بازگشت به نکته: آیا ازدواج مکانی برای لذت است؟

خوشبختانه بله. اما این فقط این نیست. گنج عرفانی نهفته در هر پیوند زناشویی معنایی است که کشف می کنیم و به وجود خود اختصاص می دهیم. این نجات ما و فرصت بی نظیر ما برای شخصی سازی است.

پس از ازدواج ، کاری فوق العاده دشوار و زیباست!