سبک ارتباط سمی در مقابل سبک ارتباط سالم

سبک های ارتباطی

شما برای دور 3 آماده می شوید و خسته شده اید. شما و شریک زندگی خود برای این که برای همیشه به نظر می رسد درگیر این نبرد هستید و به نظر می رسد مسافت را طی خواهید کرد. هر دور که می آید و عبور می کند غیرمولد است اما با هر دقیقه افزایش می یابد. به جایی می رسید که به نظر می رسد هیچ راه حلی وجود ندارد. و سپس از خود می پرسید ، 'آیا این کار م toثر است؟' شما این رابطه را در ذهن خود بازی می کنید و شروع به تعجب می کنید که آیا هرگز بهتر می شود؟



برقراری ارتباط بین شرکا می تواند رقص ظریفی باشد. هماهنگ ، تعامل می تواند برازنده و هماهنگ به نظر برسد. اما با یک قدم خارج شدن از هماهنگی ، یک جفت می توانند در تلاشند تا دوباره روی پاهای خود بنشینند و ریتم بگیرند. پس چه اتفاقی می افتد که یکی از شرکا در حال رقصیدن والس و دیگری در حال رقصیدن تانگو است؟ این به یک آشفتگی نمایش تبدیل می شود و می تواند تماشاگران را ناراحت و ناخوشایند کند. و رقصندگان می توانند احساس ناامیدی و خستگی کنند.



ارتباطات عاطفی و شناختی

مردم به روش های مختلف ارتباط برقرار می کنند. ایده ارتباط دهندگان احساسی و شناختی را در نظر بگیرید. ارتباط دهندگان احساسی بر اساس احساسات ، تفسیرها و 'قلب' خود بیان می کنند. آنها ممکن است احساسات خود را به صورت کلامی و همچنین غیر کلامی نشان دهند و رفتارهایی مانند گریه ، خندیدن و در بعضی موارد فریاد زدن را نشان دهند (به ذکر چند مورد). تمرکز می تواند بیشتر از واکنش به خود وضعیت باشد. ارتباط گران شناختی بر اساس واقعیت ، منطق و منطق بیان می شوند. ارتباط دهندگان شناختی به جای تمرکز بر چگونگی تأثیر اوضاع بر آنها ، توجه آنها را به راه حل ها و اصول معطوف می کنند. آنها ممکن است نظرات و بینش های خود را به صورت کلامی نشان دهند ، اما می توانند هنگام بیان سردرگمی و ناامیدی خود ارتباط غیر کلامی از خود نشان دهند.

بیایید به سناریوی زیر نگاهی بیندازیم: والدین یک نوجوان در مورد نحوه تنبیه او برای آمدن به خانه 15 دقیقه پس از منع رفت و آمد اختلاف نظر دارند. مادر با اعتقاد به اهمیت حفظ مرزهای ثابت ، سعی می کند پسرشان را برای تمام آخر هفته زمین بخورد. پدر با اعتقاد به درک مستقل هر موقعیت برای شناسایی استثناهای احتمالی ، پیشنهاد می کند که به او اخطار دهند و تلفن همراهش را برای یک شب بردارند. مادر آشکارا ناراحت می شود ، شوهرش را متهم می کند که هرگز از او حمایت نکرده و غرایز والدینش را دست کم گرفته است. پدر که گیج به نظر می رسد ، توضیح می دهد که پسر دلیل موجهی برای تأخیر امروز دارد و مسیر خوبی را تا این شب در اختیار دارد. آنها بحث می کنند و تعامل افزایش می یابد. مادر حالا که گریه می کند ، از گفتگو جدا می شود و به اتاقش می رود ، در را پشت سرش بسته و قفل می کند. پدر ، درک رفتارهای همسرش به عنوان نیاز به فضا ، شانه های خود را بالا می اندازد و شروع به تماشای نمایش تلویزیونی خود می کند. آنها بدون هیچ وضوح و بسیار ناامید به خواب می روند. ارتباط خراب است




چرا ازدواج ها موفق می شوند یا شکست می خورند

زن و شوهرهایی که بیش از سبکهای مختلف ارتباط با آنها روبرو هستند

(لطفاً به سلب مسئولیت زیر توجه داشته باشید: به هیچ وجه ، آیا این یک تعمیم است که زنان به عنوان یک ارتباط عاطفی و مردان بیشتر به عنوان یک ارتباط شناختی عمل می کنند. سبک های ارتباطی از هر شخص به فرد دیگر ، بدون توجه به جنسیت متفاوت است. بعلاوه ، بسیار توصیه می شود که نظم دادن به کودک هنگامی بسیار م effectiveثر است که این کار به طور مشترک انجام شود و مورد توافق مراقبان باشد).

در این وضعیت ، اگرچه یک رویداد پرتحرک وجود دارد ، اما دو مکالمه مجزا و جداگانه در حال وقوع است. مادر ، در این مورد ، طرفدار اعتبار و همبستگی است. تمرکز او بر بیان احساسات غیرقابل شنیدن بودن است. پدر در مورد عقاید خود در مورد بهترین راه حل مشکل پیش آمده بحث می کند و فرزندشان را به روشی منطقی تربیت می کند. والس تانگو همه در یک اعلامیه گیج کننده ، بی نظیر ، غیرهمزمان و ناامیدکننده است.



عشق به زبانها

گری چاپمن 5 زبان عاشقانه را شناسایی کرد که می تواند در روابط افراد تأثیر بگذارد: کلمات تأیید ، خدمات ، دریافت هدیه ، زمان با کیفیت و تماس فیزیکی. این زبان ها در بین افراد متمایز است و نحوه بیان عشق و انتظار عشق از دیگران را توصیف می کند. درست مانند ارتباط برقرارکنندگان عاطفی و شناختی ، شرکا نیز می توانند در زبانهای عاشقانه خود متفاوت باشند ، که می تواند بر ارتباطات و روابط آنها تأثیر بگذارد. کلمات تصدیق به استفاده از کلمات محبت و صمیمیت اشاره دارد. منظور از اعمال مربوط به رفتارهایی است که فرد ممکن است انجام دهد تا بتواند مراقبت و عشق خود را نشان دهد. دریافت هدیه بر مادیات تأکید ندارد ، بلکه متمرکز بر متفکری است که در تهیه و دریافت نشانه های محبت به وجود می آید. زمان کیفیت می تواند شامل زمان بدون وقفه با هم برای ارتباط با یکدیگر باشد. لمس فیزیکی اشاره به حرکات رفتاری دارد که صمیمیت و اشتیاق را نشان می دهد.

زبان های عاشقانه در یک رابطه نیز می توانند متفاوت باشند ، که می تواند در احتمال خرابی ارتباط تأثیر بگذارد. به عنوان مثال ، یک شریک ممکن است عشق را با کلمات محبت تعریف کند و بنابراین انتظار چنین عباراتی را از عزیز خود دارد. از طرف دیگر ، عزیز آنها ممکن است از خدمات به عنوان نمادی از تعهد و عشق خود استفاده کند. شخص اول ممکن است ابتکار عمل شریک زندگی خود را برای تمیز کردن ماشین خود یا جمع کردن لباس های شسته شده به عنوان عاطفه تفسیر نکند و احساس کند از شما دور است و مورد بی مهری قرار گرفته است. سپس شریک زندگی وی ممکن است احساس کند که کم ارزش شده یا به حداقل رسیده است زیرا این اقدامات به رسمیت شناخته نشده یا تأیید نمی شوند. به همین ترتیب ، در مثالی که قبلاً درباره والدینی که سعی در تربیت فرزندشان دارند ، ارائه شد ، ممکن است مادر احساس بی اعتباری کند زیرا همسر وی شروع به تماشای بازی ورزشی او کرده است. با این حال ، اهداف او از یک مکان خوب ناشی شده است ، زیرا او رفتارهای او را به عنوان یک درخواست برای حفظ حریم خصوصی و مکان تفسیر می کند.

عشق به زبانها در یک رابطه



آیا این بدان معناست که یک زن و شوهر با سبک های مختلف ارتباطی قرار است شکست بخورند؟ قطعا نه. طبق نظریه ذهن خردمندانه ، بالاخره بهترین دیدگاه دیدگاهی است که احساسات و منطق را با هم ترکیب کند. بنابراین چگونه این همه می تواند کارساز باشد؟ امتحان مراحل زیر ممکن است مفید باشد:

1. بپذیرید که شما سبک های مختلف ارتباطی دارید.



چیزی به اندازه تصدیق می تواند انتظارات واقع بینانه تری از یکدیگر را در پی داشته باشد. پذیرش همچنین به این معنی است که می توانید رفتارها و طرز تفکر شخص دیگری را تغییر ندهید. خرابی ارتباطات می تواند زمانی آغاز شود كه یكی از دیگران بخواهد احساسات خود را بفهمد در حالی كه دیگری برای اثبات منطق راه حل های خود تلاش می كند.

2. اعتبار سنجی به معنای درک نیست.

'فهمیدم که عصبانی هستی' معادل 'تو نیست'بایدعصبانی باش »یا« می گیرمچراشما عصبانی هستید ”. اعتبار سنجی به معنای ساده این است که شما نکاتی را که شریک زندگی شما در تلاش است بیان کند ، تشخیص دهید. ممکن است موافق نباشید. ممکن است فکر کنید که این مسخره است یا بی ربط. اما شما تصدیق می کنید که گوش می دهید.

3. برای آدرس دهی وقت بگذاریدهر دوسبک ها

مدتی را به صحبت درباره احساساتی که ابراز شده اختصاص دهید و سپس برای پرداختن به استدلالی که مشخص شده نیز وقت بگذارید. با این کار احتمال حل و فصل همکاری را افزایش می دهید. شما با هم انصاف دارید شما دوباره به یک جبهه متحد تبدیل می شوید. قهرمانان تیم بدون شکست تگ. هرچه می خواهید خودتان بنامید.

4. گاهی اوقات پیام است ونهتحویل.

در بعضی مواقع تمرکز روی رفتارها برای ما آسان تر از پیام یا قصد است. ما ممکن است تعاملات را بر اساس باورها و ارزشهای خود تفسیر کنیم تا اینکه به دنبال توضیحات جایگزین باشیم که بر باورهای شریک زندگی ما متمرکز باشد. یادآوری به خود اینکه انجام اعمال یا رفتارهای شرکای ما به احتمال زیاد برای ایجاد سو mal نیت یا درد نیست ، انجام این کار برای افزایش احساسات ما دشوار است. اما می تواند در از بین بردن موانع دسترسی به ارتباطات مفید باشد که ممکن است قابل اجتناب باشد.

5. قدردانی کنید .


دلایل دعوای زوجین

وقت بگذارید و از یکدیگر بخاطر در نظر گرفتن یک فکر یا الگوی احساسی در خارج از منطقه راحتی خود سپاسگزار باشید. برای شنیدن 'متشکرم' بگویید.

داشتن سبک های مختلف ارتباطی می تواند رابطه شما را جدا و محکم کند. می توانید خود را از بین ببرید یا مکمل یکدیگر باشید. ناامیدکننده یا مقدر نیست که یک شکست باشد. در یک رابطه بودن ، هر چند هیجان انگیز و پرشور است ، اما همچنین لازم است هر فردی سطح آسیب پذیری را اعمال کند که می تواند ناراحت کننده باشد. ما نمی خواهیم صدمه ببینیم اما گاهی اوقات خود را در این مورد باز می گذاریم. این همان جایی است که اعتماد وارد می شود و بر آن بنا می شود. با این حال ، اگرچه با شخص دیگری مشارکت داریم ، اما هنوز هم افرادی هستیم که سبک زندگی و الگوهای ارتباطی خود را بر اساس تجربیات خود با خانواده ، دوستان ، همکاران و افراد غریبه توسعه داده ایم. این الگوها در ما ریشه دوانده و بعید است تغییری ایجاد کنند.

با شناخت سبک متفاوت برقراری ارتباط یکدیگر ، تصدیق می کنید که ممکن است در یک رقص قوی تر باشید و شریک زندگی شما در رقص دیگر. با این حال ، هنگامی که با هم می رقصید ، از هر دو نقطه قوت خود برای نشان دادن روان بودن و برازندگی استفاده می کنید.